أبو الحسن الشعراني
264
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
به چاپ برساند ، بر خلاف تقيّه است و برادران مؤمن خود را در معرض هتك قرار مىدهد ، امّا در زمان سابق هركس چيزى مىنوشت ، نزد خود يا كسان او مىماند و اخفاى آن ممكن بود و اگر سابقا در نزد مخالف تقيّه واجب بود ، اكنون همهجا واجب است . « 1 » مؤلف : مقاتلان گفتند : آيه در حاطب بن ابى بلتعه آمد . علّامه شعرانى : در ميان مفسّران دو تن به نام مقاتل معروفاند و اين كلمه تثنيهء مقاتل است . « 2 » مؤلف : خداى تعالى مؤمنان را نهى كرد از آنكه با كافران موالات و مصافات كنند ، الّا در حالىكه كافران را قوّتى باشد و مسلمانان را ضعفى ، آنگه اظهار مودّت و موافقت كنند و با ايشان بسازند براى دفع مضرّت . و اين حديث در عقل مقرر است و در شرع ، قرآن مجيد به آن ناطق است و در صحابه جماعتى بر آن عمل كردند ، چون عمار ياسر - رحمة اللّه عليه - و جز او ، تا خداى تعالى در حقّ او بفرستاد إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ « 3 » و اين از جملهء آن است كه مخالفان بر ما عيب كنند و طعن زنند ، أعني تقيّة . علّامه شعرانى : گويند : اگر امام و پيغمبر تقيه كنند ، دين و احكام دين مخفى ماند و اين منافى فائده و غايت ارسال رسل است ؛ چون خدا حكم فرستاد تا آنان به مردم بازگويند و اگر مخفى كنند ، مقصود الهى حاصل نشود . در جواب گوييم : تقيّه در آن وقت جايز است كه حكم الهى مخفى نماند . « 4 » مؤلف : و صادق عليه السّلام گفت : تقيّه واجب است و وقت باشد كه من شنوم كه كسى مرا دشنام مىدهد ، من از او پنهان مىشوم تا مرا نبيند كه به شرم افتد . و صادق عليه السّلام گفت :
--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 207 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 2 . ( 3 ) . نحل ( 16 ) آيهء 106 . ( 4 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 4 .